یاس عشق مامان و بابایاس عشق مامان و بابا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره

عاشقونه ای مامان و بابا

سپهر ، امیر عباس و یاس گلی من توی دریا

اردیبهشت ماه بود که سپهر کوچولو یا به قول خودت اٍ پر کوچولو به همراه مامان و باباش اومدن خونمون مهمونی ما هم که دوست داشتیم حسابی بهشون خوش بگذره ازشون دعوت کردیم که با هم بریم دریا اونجا بود که حسابی شیطونی کردید . راستی خاله فطمه برات یه کادو خوشگل  وسایل دکتر کوچولو و یه کتاب هم واسط آورده بود ممنون خاله جون ...
20 خرداد 1392

7 خرداد دعوت به جشن تولد مانی

7 خرداد عصر یعنی دقیقا شبی که میخواستیم بریم مرخصی خاله مرجان بهم گفت امشب تولد مانی دعوتید از اونجایی که میدونستم تو خیلی خوشحال میشی وقتی با مانی هستی با اینکه خیلی کار داشتم اما دعوتش رو قبول کردیم و بعد از کادو خریدن رفتیم خونشون . تو هم که کلی خوشحال و طبق معمول شیطون و بازیگوش بودی ...
20 خرداد 1392

بهترین بابای دنیا روزت مبارک

بابای خوب و مهربونم به اندازه تمام ستاره های دنیا دوستت دارم و روزت مبارک    زیبایی عشق  ،  پاکی صداقت ، اوج مهربانی  و نهایت آرامش  همه و همه در کنار تو برایمان معنی  پیدا می کند . تا ابد دوستت دارم و داریم . اینم یه عالمه بوس از طرف من و مامانی راستی واست یه جوراب خوشمل هم خریدیدم ....  شوخیییییییییییییییییییییی کردیم بابا نترس واست یه کادو خریدیم که امیدواریم ازش خوشت بیاد .   ...
3 خرداد 1392

سیزده بدر 92

امسال به خاطر کار بابایی مجبور شدیم زودتر از اینکه تعطیلات عید تموم بشه برگردیم خونهواسه همین سیزده بدر امسال رو توی محل کار بابایی به همراه عمو مجید و همکارای بابایی بودیم که کلی هم خوش گذشت البته مثل هر سال نبود و ما هم زود اومدیم خونه اما اینم یه مدلش بود دیگه ..... راستی یکی از همکارای بابایی که تو بهش میگی عمو سعید مرغ شکم پر درست کرده بود که خیلی خوشمزه شده بود .. این یاسی جون در حال آسیب رساندن به طبیعت البته دخترم داره سبزه گره میزنه .... اینم مرغ عمو سعید ...
14 فروردين 1392
1